تبليغاتX
گلستان
  

سياستهاي تبليغي معاويه در مقابله با حضرت علي (ع)       قسمت دوم

 

علي (ع) دشمن زياد داشت و اين از ويژگيهاي مردان بزرگ است، اما دشمني معاويه با علي (ع) ديگر گونه بود! معاويه تا سرحد امكان از رويارويي نظامي با علي (ع) دوري مي كرد و در مواردي نيز كه ناگزير از برخورد نظامي شد، چنانكه در صفين واقع شد، تا سرحد شكست پيش رفت.

بنابراين موفقيت نهايي او در تصدي خلافت را بايد مرهون اصول و شيوه هاي تبليغاتي بسيار مفيد و مؤثري كه بكار گرفته بود، دانست. و جالب اينكه ويژگيهاي حاكم بر تبليغات معاويه همان اصول و ويژگيهاي «تبليغات رفتاري نوين» است كه براي تحصيل موفقيت با «حداكثر تأثير» و در «حداقل زمان» بهترين نوع تبليغات شناخته شده است و تجارب تبليغاتي قرن حاضر گواه اين مطلب است.

- مرحله پيش تبليغات :

اين مرحله با هدف ايجاد حالت تحريك پذيري و آماده سازي مخاطب براي ايجاد تحريك لازم در زمان مناسب و وارد نمودن او به رفتار دلخواه است.

1- منع آگاهي

بهره برداري از عنصر «جهل مردم» يكي از محورهاي اصلي حركتهاي تبليغاتي نوين است. اولين گامي كه معاويه در راستاي اجراي برنامه هاي فرهنگي خود با هدف معرفي خودش بعنوان نمونه اسلام مجسم برداشت، «حصر كامل فرهنگي شام» بود كه بهترين اقدام او در جهت تحقق كامل اين حصر فرهنگي عبارت بود از :

«بستن گوش دل شاميان بر احاديث نبوي» كه طي مراحل زير به اين هدف نايل آمد :

الف- جلوگيري از رفت و آمد محدثين ساير بلاد اسلامي به حوزه حكومتي خود يعني شام

ب- جلوگيري از خروج و اقامت شاميان در خارج از شام به مدت طولاني

ج- جلوگيري از كتابت و نقل احاديث نبوي در شام و ترويج علوم و فنون ديگر همچون داستان سرايي بجاي علم حديث [كه منشأ ورود بسياري از اسرائيليات و فرهنگ ساختگي يهود به كتب اسلامي شد.]

طي اين مرحله معاويه موفق شد هر آنچه را كه صلاح حكومت خود مي ديد تحت پوشش اسلام به مردم شام كه تازه با اسلام آشنا شده بودند القاء نمايد، او از اين حصر فرهنگي بسيار بهره گرفت كه جريانهاي دردآور تاريخ گواه اين مطلب است :

- از يكي از خردمندان شام پرسيدند: اين ابوتراب – علي (ع)- كه خطيب او را بر فراز منبر لعن   مي كند كيست؟

شامي پاسخ داد: گمان مي كنم سارقي از سارقان فتنه انگيز باشد.

- در نبرد صفين حين مبارزه ، بين نوجواني شامي و يكي از اصحاب علي (ع) گفتگويي صورت مي گيرد كه موجب توبه او مي شود و به نوبه خود نشانگر ناآگاهي مردم شام از واقعيات حوزه اسلامي است. او مي گفت:

[[با شما مي جنگم چرا كه به من گفته اند يارتان (علي (ع)) نماز نمي خواند و شما نيز نماز نمي خوانيد و يارتان خليفه ما را كشته است]]

اين برخورد معاويه با مردم شام است. اما برخورد علي (ع) با جهل مردم عراق آنگونه است كه معاويه پس از شهادت علي (ع) و به دست گرفتن خلافت با ناراحتي مي گويد :

((هيهات اي اهل عراق همانا علي بن ابيطالب شما را بيدار كرده است، پس تاب و تحمل كار مرا نداريد.))

اما معاويه در قلمرو خود يكصد هزار ياراني داشت كه مي توانست نماز جمعه را با ايشان در روز  چهارشنبه اقامه كند، افرادي كه از خويشاوندي علي (ع) با پيامبر (ص) آگاه نبودند و معاويه را كاتب وحي پيامبر مي شناختند.

2- تشنج آفريني فكري و نظامي

از آنجا كه ميزان تلقين پذيري فرد و جامعه در شرايط بحراني و آشوب زده به مراتب افزايش مي يابد معاويه براي دستيابي بهتر به اهدافش با طرح «قتل خليفه مظلوم» و اتهام آن به علي (ع) حوزه اسلامي را دچار آشوب فكري عجيبي نمود. در حركت بعدي خود – يعني تشنج آفريني نظامي- ابتدا با ايراد خطبه هايي در شام، امام را به عنوان فاتحي معرفي نمود كه با كشورگشايي خود قصد به اسارت بردن زنان و كودكان مسلمانان را دارد. و بدين طريق آشوبي در ميان مردم خويش به پا كرد كه طي آن بيش از 80 هزار سپاهي به قصد خونخواهي خليفه مظلوم و دفاع از قلمرو شام و زن فرزندشان با او بيعت كردند.

از سوي ديگر همين احساس عدم امنيت را به گونه اي ديگر در قلمرو علي (ع) ايجاد كرد. او با تجهيز سپاهياني كه به صورت وحشيانه اي به شهرهاي مختلف تحت حكومت امام (ع) حمله  مي بردند به كشتار و غارت اموال مردم پرداخت و به شدت روحيه مردم اين مناطق را تضعيف و درجه تلقين پذيري و نارضايتي آنان را بالا برد.

اگر به رفتار حیله گرانه زمان خود بنگریم طرح القای تقلب از سوی موسوی منافق را میتوان یکی از همین مکر و حیله های فریبنده دانست که باعث اغتشاش و اختلاف بین مردم شد ..

 

ادامه دارد.............

3- اسطوره سازي

نوشته شده توسط پسر شجاع در سه شنبه 10 آذر1388 ساعت 10:50 AM | لینک ثابت |
چرا علي ع در مقابله با معاويه شكست خورد ؟

این روزها وقتی توهین به مقدسات اسلام و انقلاب و رهبری عزیز و توهین به بسیجیان جانبرکف و ..را از سوی منافقین سبز و موسوی منافق میبینم یاد دوران خلافت علی ع و معاویه ملعون افتادم ..

گفتم مروری داشته باشم بر اتفاقات ان دوره تا شاید تاریخ درس عبرتی برای دوستان شود و اشتباه تاریخی تکرار نشود
 
علي(علیه السلام)و معاويه، دو حزب، دو گروه و دو جمعيت با دو طرز تفكر و با دو فلسفه اجتماعي، در مقابل يكديگر ايستاده و با هم مبارزه مي كنند. طرفداران معاويه براي خودشان يك تئوري و طرح دارند و مي گويند پيشواي ما معاويه است و معاويه هم براي خودش فرضيه هايي درست كرده و اسلامي ساخته است.

 علي(علیه السلام)وقتي با اصحاب خودش صحبت مي كند آنان را مورد تعرض قرار مي دهد و به صورت يك پيش بيني به آنان مي گويد: «معاويه و اصحابش بر شما پيروز خواهند شد» يعني با اين كه تئوري شما حق است و شما دنبال يك امام و رهبر حقي هستيد و خداي متعال هم در قرآن فرموده است «حق بر باطل» پيروز است» از طرفي با وجود اينكه طرفداران معاويه به دنبال رهبر باطلي هستند و خدا هم در قرآن فرموده كه باطل در نهايت امر شكست مي خورد. با اين حال به شما مي گويم، با اين اوضاع و احوالي كه از شما مي بينم، طرفداران معاويه بر شما پيروز مي شوند «واني والله لاظن ان هولاء القوم سيدالون منكم...

 علت چيست؟

 برخي به اشتباه پاسخ اين سؤال اساسي را به نتيجه عملي عطف مي كنند و مي گويند معاويه در عمل بر علي پيروز شد و بر سراسر كشور اسلامي مسلط گرديد، بنابراين دليل بر حقانيت يك تئوري، يك مكتب و يك طرح پيروزي عملي است.
اما از نگاه علي(ع) پاسخ اين سؤال به گونه ديگري است. آن حضرت مي فرمايد: درست است كه مكتب علي حق و مكتب معاويه باطل اما مفهوم آن اين نيست كه اگر علي(ع) بر حق است حتماً پيروز مي شود و اگر معاويه پيروز شد دليل بر اين است كه حتماً او بر حق است

. علي(ع) مي فرمايد: مطلب اينگونه نيست .. راز پيروزي معاويه و شكست شما در امري است كه نه به مكتب معاويه مربوط است و نه به مكتب علي(ع)، بلكه رمز آن در امري است مربوط به روحيه شما. تعبير امام علي(ع) اين است: «باجتماعهم علي باطلهم و تفرقكم عن حقكم..

طرفداران معاويه بر باطل خود متحد و يكپارچه هستند و طرفداران علي(ع) در عين حق بودن متفرقند. اگر كسي از دور قضايا را نگاه كند و همين طور سطحي قضايا را بسنجد مي گويد: اين مكتب علي است كه دارد شكست مي خورد و آن هم مكتب معاويه است كه دارد پيروز مي شود. پس حق با معاويه است.

 اما اين استدلال غلط است اين مكتب علي نيست كه شكست مي خورد. اين مردم عراقند كه شكست مي خورند به دليل اينكه اسماً دنبال مكتب علي(ع) ولي عملا دنبال منافع و هواي نفس خود هستند.

 آري در شرايطي كه کشورهای مستکبر و غارتگری مانند آمریکا و انگلیس و  اسراييل جنايتكار و دنياي كفر و استكبار با تمامي توان درصدد نابودي جريان اصيل و حق گراي اسلام و انقلاب اسلامی ایران هستند

کسانی مانند موسوی و کروبی و خاتمی با کمک عده ای از طرفدارانشان و با کمک همان مستکبرین و عوامل مزدور داخلی دست به دست هم داده و با اسم انقلاب و اسلام و اما بر علیه حکومت مردمی جمهوری اسلامی متحد شده و توطئه میکنند و سعی در فریب دادن افکار عمومی دارند ..

معاویه با ایجاد فضای تبلیغاتی مسموم بر علیه علی ع مردم را فریب داد و زمینه را آنچنان فراهم کرد و بر علیع علی ع کرد که به خواسته اش رسید ..

علي (ع) دشمن زياد داشت و اين از ويژگيهاي مردان بزرگ است، اما دشمني معاويه با علي (ع) ديگر گونه بود! معاويه تا سرحد امكان از رويارويي نظامي با علي (ع) دوري مي كرد و در مواردي نيز كه ناگزير از برخورد نظامي شد، چنانكه در صفين واقع شد، تا سرحد شكست پيش رفت.

بنابراين موفقيت نهايي او در تصدي خلافت را بايد مرهون اصول و شيوه هاي تبليغاتي بسيار مفيد و مؤثري كه بكار گرفته بود، دانست. و جالب اينكه ويژگيهاي حاكم بر تبليغات معاويه همان اصول و ويژگيهاي «تبليغات رفتاري نوين» است كه براي تحصيل موفقيت با «حداكثر تأثير» و در «حداقل زمان» بهترين نوع تبليغات شناخته شده است و تجارب تبليغاتي قرن حاضر گواه اين مطلب است.

اميد كه آشنايي با اين توطئه ها ما را نسبت به حركتهاي تبليغي دشمنان فعلي فرهنگ علوي هشيارتر گرداند.

سياستهاي تبليغي معاويه در مقابله با حضرت علي (ع)

ادامه دارد............

نوشته شده توسط پسر شجاع در دوشنبه 9 آذر1388 ساعت 0:26 AM | لینک ثابت |
  فتنه گران سبز و  مارقین           قسمت دوم

                

مردم بیدار باشید !

امیر مومنان علی ع در خطبه 151 نهج‌البلاغه مردم را اینچنین از خطر فتنه برحذر می‌دارد: «مردم! شما هدف‌گیری شدید و مورد آماج بلا و امتحان هستید، بیدار شوید و از مستی وفور نعمت و از سختی عقوبت بترسید. وقتی نمی‌دانید حق و باطل چیست اگر تقوای حق‌طلبی دارید، آرام باشید.

 امام خمینی(ره) می‌فرمایند: «منافقین از کفار بدترند». چرا که منافقین حق و باطل را با هم درآمیختند. باطل را می‌گویند و در کنار آن حق را هم بیان می‌کنند. گاهی اوقات حق را در لباس باطل می‌کنند و گاهی عکس آن، در حالی‌که کفار باطلشان مشخص است. کمتر کسی گمراه می‌شود و به دنبالشان می‌رود، اما منافقان اینگونه نیستند و عده قابل توجهی را به شبهه می‌اندازند.

فرق مومنان و کفار با منافقان در این است که مومنان در حرف و عمل تابع خداوند هستند..کفار در حرف و عمل مخالف خداوند متعال هستند.....اما منافقان در حرف و عمل متفاوت هستند ..مثالی میزنم :

یکی از این منافقین ۸۸ بنام  موسوی در در پانزدهمین بیانیه خود، به مناسبت فرا رسیدن هفته بسیج، بسیجیان را مورد فحاشی و اتهاماتی بی سابقه قرار داد. وی بسیج را "جیره‌خوار" دولت نامید و مدعی شد که بسیجیان در ازای دستگیر کردن مردم در اجتماعات پاداش سرانه می‌گیرند ...این منافق از بسیجیان بعنوان جیره خوار"، "بی نیت"، "حزب سیاسی" و "سرانه بگیر" یاد کرده است در حالی که وی پیش از این در برنامه‌های تبلیغاتی خود و سخنرانی‌های انتخاباتی، خود را یک "بسیجی" می‌نامید.

یا کروبی که خود را یار امام میخواند و اما در عمل با مطرح کردن شایعات بی اساس اینهمه  به نظام خدشه وارد کرد..

 در زمان رهبری حضرت امام خمینی(ره) بحران بنی‌صدر پیش آمد؛ کسی که با کارهایش نشان داد که چقدر در نفاق پیشرفته و با نادیده گرفتن صحبت‌های امام که فرمودند: «صحبت‌های فتنه‌انگیزانه نکنید»، غائله 14 اسفند1359را ایجاد کرد.

 یا فرد دیگری بنام دکتر سروش که با سران حزب توده از اول انقلاب بحث‌هایی داشته است، فردی که به عنوان یک تئوریسین حزب اللهی در مباحث شرکت می‌کرد، اما بعد از مدتی غیر از خودش شخص دیگری را قبول ندارد، حتی کار را به جایی می‌رساند که دیگر وحیانی بودن الفاظ قرآن را هم انکار می‌کند.

دکتر صالح نیا میگوید :

« زمانی محمد خاتمی به مدت 8 سال رئیس‌جمهور کشور می‌شود. او به عنوان یک رجل دینی برای اداره کشور به جای بهره بردن از منابع اسلامی و آیات و روایات و متون دینی .. از گزاره‌های فلسفی غرب استفاده می‌کند.

 جامعه مدنی‌ای که خاتمی آن را مطرح کرد «یورگن هابرماس» و امثال او 300 سال پیش در اروپا مطرح کرده بودند، اما او 8 سال با آن الفاظ اذهان عمومی و جامعه را مشغول کرد .... علاوه بر خاتمی، امثالی مانند حجاریان و عطریان‌فر را نیز داشتیم.

آنها هم یک دهه نظام و مردم را با تزهای سیاسی نخ نما شده غرب بازی دادند. فتنه‌های مکرری را ایجاد کردند از جمله واقعه 18 تیر و.... و آنها کسانی بودند که نخبگان راستین را با اسامی و القاب مختلف کنار گذاشتند تا خودشان مدت قابل توجهی در عرصه سیاسی یکه‌تازی کنند. چرا؛ چون از گزاره‌های فلسفی غرب چنین آموخته بودند.

در واقع آنها به نوعی از فرهنگ ایرانی اصیل اسلامی تو خالی بودند و وقتی با آموزه‌های انبوه غرب مواجه شدند شگفت‌زده شده و به تقلید و ترجمه کورکورانه نسخه‌های غربیان که صد‌ها سال پیش برای خود پیچیده بودند پرداختند.

 امثالی مانند آنها معتقد بودند بعضی از زیارت‌های مفاتیح الجنان از جمله زیارت وارث که جزو معتبرترین زیارت‌هاست باید اصلاح شود چرا که موجب ترویج خشونت می‌شود! کاری که پنتاگون در درس‌های طالبان انجام داد و آیات مربوط به جهاد را حذف کرد.

طی 30 پس از پیروزی انقلاب در موارد متعددی برای کشورمان فتنه‌هایی پیش آمد که خود مردم و نیروهای انقلاب گاهی با یکدیگر درگیر شدند و نفهمیدند که حق و باطل چیست. حضرت امیرالمؤمنین(ع) می‌فرماید:« نگویید خدایا پناه بر تو از فتنه چون همه شما بدون ‌استثنا دچار فتنه خواهید شد چرا که باید امتحان پس دهید و مشخص شود شما صادق هستید یا کاذب».

در هنگام بروز فتنه ها چه باید کرد ؟

حضرت امیر (ع) می‌فرمایند: «شیطان با هیچ کس شوخی ندارد و سراغ همه می‌رود و از هیچ کس نمی‌گذرد، سراغ قوی‌ترین رزمندگان، مجاهدان و شهادت‌طلبان تاریخ رفته و آنها را فاسد می‌کند. با کینه، رقابت، جاه‌طلبی، ریاست‌طلبی و قدرت‌طلبی، ثروت‌طلبی و شهوت‌طلبی و به همین دلیل همه ما تا لحظه آخر در خطریم».

 چه باید کرد تا دچار فتنه نشویم ؟ ..امیر مومنان میفرماید : در فتنه‌ها مانند بچه شتر 2 ساله باشیم چراکه 2خصوصیت دارد؛ نه پشتی دارد که سوارش شوند و نه سینه‌ای دارد که دوشیده شود.

 مقام معظم رهبری  معتقدند معناي روايت اين نيست كه داخل ماجرا نشوید چون داخل ماجرا نشدن، دخالت نکردن و حرف نزدن معنای سواری ندادن نیست بلکه اتفاقا اگر وارد نشویم و بگذاریم دشمن هرکاری که می‌خواهد انجام دهد عین گرفتار شدن در فتنه است یا بدتر از آن وارد شوید و حرف‌هایی بزنید که نباید یا حرف‌هایی را که باید بزنید، نگویید».

 بهترین توصیه کلام مولای متقیان است که می‌فرمایند: «در فتنه هر کجا دچار شبهه شدید و نتوانستید حق و باطل را تشخیص دهید بر اساس تعصب، احساسات و دنیاخواهی موضع نگیرید و عمل نکنید و از رهبری صالح تبعیت کنید».

 همه ما در عصر غیبت به فقهای عظام و در راس آنها به ولی‌فقیه ارجاع داده شده‌ایم. آنها در فتنه‌ها تکلیف عوام را معین می‌کنند. رهبر طبق نفوس کثیره دینی حرف آخر است. و ما باید از رهبری عزیزمان اطاعت کنیم تا این فتنه ها بر ما غلبه نکنند .....

 حضرت امیر(ع) در خطبه 93 نهج‌البلاغه می‌فرمایند: «وقتی شبهه برمی‌خیزد بر جای خویش بمانید، آنگاه که شبهه گرد و غبار می‌کند، فتنه از رهگذرهای پنهان و غیر آشکار در می‌آید، پس آنگاه به رسوایی و زشتی می‌گراید. فتنه زمانی که می‌آید از روبه‌رو شناخته نمی‌شود، وقتی که تمام می‌شود از پشت سر شناخته می‌شود.‌ای مردم! امام حاکم خود را در این فتنه‌ها تنها مگذارید تا بعدها خود را سرزنش کنید.......خود را در آتش فتنه‌ای که پیشاپیش آن رفته‌اید بی‌اندیشه در می‌آورید همانا من برای شما چراغم در تاریکی، هر کس در تاریکی است و حق را از باطل نمی‌شناسد به این چراغ بنگرد،‌ به من بنگرد و راه را بیابد».

 استفاده از نمادهای دینی برای کارهای ضد دینی است که این هم از عجایب منافقین سبز بود ....مثلا رنگ سبز که جزو رنگ‌های ديني است را برای رسیدن به اهداف ضد دینی خود استفاده می‌کردند. 

مثلا دوم خردادی ها.  بر این باورند که می‌توان مسلمان بود اما خدواند را هم می‌توان نقد کرد؛  مثلا آنها معتقد بودند آیه قصاص یا دیه‌ها یا خیلی از حدود مانند حد زنای محصنه را می‌توان نقد کرد و تغییر داد!

 در زمان خاتمی خیلی از دوم خردادی‌ها نوشته بودند، می‌شود علیه خدا هم تظاهرات کرد. برخی‌ها به اسم مسلمانی صحبت‌هایی می‌کنند که مو بر بدن انسان راست می‌شود. مانند حرفی که زده شده مسلمان باشیم، اما بگویم دین مال 14 قرن پیش است. یا بگویند باید یک متن جدید در این عصر جدید در کنار قرآن نوشت».

همانطور که مردم با تبعیت و با حمایت زیر پرچم رهبری ولی فقیه حرکت کردند و پدیده فتنه را مهار کردند انتظار و حق مشروعشان است که از قوه قضائیه به عنوان نخستین وظیفه ذاتی یعنی تامین عدالت، آرامش و امنیت ملی بخواهند که با عوامل ایجاد فتنه برخورد کند».

نوشته شده توسط پسر شجاع در جمعه 6 آذر1388 ساعت 9:45 PM | لینک ثابت |
فتنه گران سبز و  مارقین                   قسمت اول      
 
 

تاریخ همیشه تکرار مکررات است برای عبرت آیندگان ...حوادث پس از انتخابات، شاید به زعم گروهی گذشته باشد اما رد زخم‌های آن هنوز بر بدن جامعه رخ می‌نماید. 

 دودستگی، ایستادن برادر جلوی برادر و دوست برابر دوست یکی از زخم‌های بی‌شمار آ‌ن روزهاست! آنچه که ما تجربه کردیم از جنس کدام حوادث بود، در شمار کدام وقایع به شمار می‌آید و با کدام دارو التیام می‌یابد! ...به راستی این جمله امیرمؤمنان(ع) شرح روزگار ما نیست؟

 «فتنه آغازش چون ابتدای جوانی، دلربا، فریبنده و جذاب است اما وقتی پایان یابد آثارش شوم و زشت است؛ چون نشانه‌های ضربت سنگ...آغاز فتنه از افرادی است که بر سر قدرت، ثروت و ریاست مسابقه می‌گذارند و چون سگان، این مردار را از دندان یکدیگر می‌ربایند و یکدیگر را می‌جوند و پس از مدتی پیروان از رهبران اعلام بیزاری و برائت می‌کنند و رهبرانشان از پیروانشان گلایه می‌کنند. هر یک تقصیر را برعهده دیگری می‌گذارد و چون دشمنان از یکدیگر جدا می‌‌شوند، هیچ یک مسؤولیت آنچه کردند و مسؤولیت فتنه را برعهده نمی‌گیرند و یکدیگر را با لعنت دیدار می‌کنند».

 شباهت غریبی است میان روزگار ما و آنچه که در دوران امام عدالت رخ داد؛

عثمان سومین خلیفه دین نوپای اسلام را می‌کشند. خانواده او هر بار که قصد خروج از خانه برای تدفین عثمان را دارند، توسط طلحه و جمعی از یارانش سنگباران می‌شوند و اینگونه 3 روز جنازه عثمان تدفین نمی‌شود تا اینکه امیرمومنان پا در میانی می‌کنند. اما زمان زیادی نمی‌گذرد که طلحه به خونخواهی عثمان برمی‌خیزد و جنگ جمل شکل می‌گیرد!

دورانی که همان گروهی که آب به آسیاب حوادث می‌ریزند، بر صفحه بی‌بی‌سی دایه مهربان‌تر از مادر می‌شوند و نقش رسانه صادق و حامی ملت را بازی می‌کنند. آنچه که در کوچه‌ها و خیابان‌های این شهر به وقوع پیوست، مصداق فتنه‌ای است...شباهت آشوب‌ها و ناآرامی‌های کنونی با دوران امیرالمومنین (ع) در چنین حوادثی است .. حضرت امیرالمؤمنین(ع) در خطبه دوم نهج‌البلاغه فتنه را همچون شتری مست معرفی می‌کند که مردم را پی در پی پایمال می‌کند و ناخن به ایمان آنها می‌زند.

لغزش نخبگان

اما آنچه پس از انتخابات اخیر با آن مواجه بودیم، مصداق چه چیزی است؟ بحران، فتنه، شورش یا...؟ بحران حاصل عملکرد ضعیف یا ناپخته فرد یا مسؤولان است اما فتنه محصول فکر و توطئه‌ای داخلی یا خارجی است. اگر وقایع اخیر را بار دیگر در ذهنمان مرور کنیم ردپای فتنه را درمی‌یابیم.

 قبل و بعد از انتخابات فضایی خاص و به نوعی منحرف‌کننده در کشور حاکم بود که موجب سردرگمی بسیاری شد اما با کمی تامل بر گفتار امیرالمومنین و مرور کردن آن وقایع می‌توانیم براحتی پاسخ سوال‌های بی‌جوابمان را بیابیم و دوست و دشمن را از هم تشخیص دهیم.

رهبر انقلاب تعبیر زیبایی از این دوران دارند. ایشان فرمودند:«یکی از نعمات خداوند در شرایط کنونی جامعه شکل گرفتن این پدیده بود چرا که مردم با وقایع 30 سال انقلاب و توطئه‌ها و تهاجماتی که پیش روی انقلاب بود و هست، آشناتر شدند». اگر شرایط کنونی را مصداق فتنه می‌دانیم، علائم فتنه را چگونه باید یافت؟

دکتر صالح‌نیا، در این باره می‌گوید: «مهم‌ترین علائم فتنه در جامعه امروز لغزش نخبگان است. همه ممکن است در گناه و معصیت بلغزند اما اگر نخبه‌ای لغزید نه‌تنها خود دچار اشتباه می‌شود بلکه دیگران را هم متزلزل می‌کند. خطر فتنه همینجاست، اگر عوام اشتباه کنند طبیعتا نخبگان درصدد جبران خطای آنها برمی‌آیند اما اگر نخبه‌ای بلغزد باید بگوییم وای به روزی که بگندد نمک؛ درست مانند لغزیدن طلحه، زبیر و عایشه.

آنها با انحراف خود یک امت را دچار لغزش کردند. از امیرمومنان(ع) روایت شده اطراف شتر عایشه حدود 20 هزار نفر کشته شدند، یعنی جاه‌طلبی این 3 نفر موجب گمراهی و کشته شدن چندین هزار نفر در راه خطا شد».

به راستی سرمنشأ فتنه کجاست؟

چگونه می‌شود کسانی که در زمان پیامبر(ص) در رکاب او بودند، در دوران جانشین پیامبر به بيراهه می‌روند. شرایط فتنه چه بر سر جامعه و نخبگانش می‌آورد که با راه رهبران راستین فاصله می‌گیرند و زاویه پیدا می‌کنند!

 امام علی(ع) در خطبه 50 نهج‌البلاغه درباره سرآغاز فتنه چنین می‌فرمایند: «همانا آغاز پدید آمدن فتنه‏ها، پیروى خواهش‌هاى نفسانى است و نوآورى و بدعت در حکم‌هاى آسمانى؛ نوآوری‌هایى که کتاب خدا آن را نمى‏پذیرد و گروهى از گروه دیگر یارى خواهد تا برخلاف دین خدا، اجراى آن را به‌عهده گیرد»،

یعنی تغییر دادن اصول یا تحریف آن و اینجاست که بازار شیطان گرم می‌شود و در جامعه یارگیری می‌کند. به تعبیر امام علی(ع) شروع و مبدا فتنه هواهای نفسانی و بدعت‌هاست. در هر برهه‌ای از تاریخ افرادی پیدا می‌شوند که خودمحور، دیکتاتور و منفعت‌طلب بوده و تنها به دنبال قدرت و پیروزی خودشان هستند، همین امر به بروز فتنه دامن می‌زند.

 بدعت‌ها هم همینگونه‌اند. خلافت یزید را به عنوان بدعتی بزرگ در نظر بگیرید. شرابخوار میمون‌باز، خلیفه امت اسلامی شد. این بدعت خطرناک موجب شد هیچگاه خلافت درست شکل نگیرد». حجت‌الاسلام صالح‌نیا در در ادامه می‌افزاید: «با توجه به علائم گفته شده سختی فتنه در دشواری شناسایی آن است، اما اگر زمانی شاهد لغزش مکرر نخبگان بودیم باید بدانیم که فتنه بزرگی در شرف وقوع است.

 امیرالمؤمنین(ع) در نهج‌البلاغه چند بار خطاب به مسلمانان می‌فرمایند حق را با آدم‌ها نسنجید، ملاکتان افراد نباشد چرا که انسان‌ها تغییر می‌کنند. همه در معرض فسادیم، هیچ‌کس خائن و فاسد به دنیا نیامده است، همه ما کم‌‌کم فاسد یا خائن می‌شویم.

 فردی که علی(ع) را ترور کرد کافر نبود جزو سربازان ایشان بود؛ مجاهدی رزمنده که سابقه فعالیت در جبهه داشت. شمر که امام حسین(ع) را به شهادت رساند، مجاهدی بود که 35 سال قبل جزو افسران حضرت امیر(ع) بود اما 2 دهه بعد در کربلا به عنوان یکی از افسران یزید حاضر شد و چنین کرد.

 کسی که تا دیروز جزو سرمایه‌های نظام محسوب می‌شد امروز با شبکه‌های ضدانقلاب مصاحبه می‌کند و از اینکه دشمن از او تعریف می‌کند، احساس خطر نمی‌کند. کسی که تا دیروز می‌گفت، حرف امام خمینی (ره)‌ و کلام رهبری فصل‌الخطاب است، امروز به نصایح رهبری پشت می‌کند و اهمیتی به آن نمی‌دهد».

اما چه می‌شود که نخبگان در مواجهه با فتنه از مقابله با آن بازمی‌مانند و خود اسیر فتنه می‌شوند؟ محمد کریمی نیز در این باره می‌گوید: «در فضای فتنه، تشخیص مرز حق و باطل بسیار دشوار است. اگر تاریخ اسلام را بازبینی کنیم با فتنه خوارج روبه‌رو می‌شویم؛ کسانی که در نماز شب، تعبد و زهد سرآمد بودند و به اصطلاح امروز تقریبا از خواص به حساب می‌آمدند، در تشخیص حق و باطل سرگردان شدند و فتنه‌ای را علیه امیرالمومنین(ع) رقم زدند.

 یکی از ویژگی‌های فتنه تاریک بودن مرز حق و باطل است و اگر عامه مردم را کنار بگذاریم، حتی خواص هم دچار اختلاف و اشتباه می‌شوند. با توجه به فرمایش رهبر انقلاب از برخی خواص طی 30 سال عمر انقلاب اسلامی و با وجود کوله‌باری از تجربه و سابقه مدیریت‌ها، حضور در بزنگاه‌های حادثه، پشت سر گذاشتن ماجراهای سنگین مانند جنگ تحمیلی و توطئه‌های ریز و درشتی که در طول انقلاب همواره نظام را تهدید می‌کرد، انتظار می‌رفت در این فضا درایت و هوشیاری کنند، اما نه‌تنها گرفتار شدند بلکه در کمال ناباوری از عوامل گسترش فتنه شدند. در فضای آلوده فتنه، امکان سوءاستفاده و امکان نفوذ عناصر بیرونی که شاید سال‌ها در کمین این فرصت بودند فراهم می‌شود. باید فرمایش مقام معظم رهبری که فرمودند، سنگربان خوبی باشید چرا که دشمن منتظر یک لحظه پلک زدن ما است تا بتواند تهاجم و نفوذ کند را آویزه گوش خود کنیم».

ادامه دارد................

نوشته شده توسط پسر شجاع در چهارشنبه 4 آذر1388 ساعت 11:57 AM | لینک ثابت |

شهادت پنجمین اختر تابناک آسمان ولایت و امامت حضرت باقر العلوم ...امام محمد باقر ع را به محضر آقا امام زمان عج و رهبری عزیز و مردم شهید پرور ایران اسلامی و  بر تمام شیعیان جهان و دوستداران و عاشقان آن حضرت تسلیت میگویم
نوشته شده توسط پسر شجاع در چهارشنبه 4 آذر1388 ساعت 10:31 AM | لینک ثابت
تو غلط میکنی قانون را قبول نداری

 

در جواب آقای مهدی مجبور شدم پستی موقت بزنم :

دوست عزیز ..من اصولا با توهین موافق نیستم ..اما ریشه سخنان  " یک دوست "  را قبول دارم ..
شهید بهشتی از بزرگواران و زحمتکشان و عارف وارسته ای بودند که دوست و دشمن این بزرگوار را میشناسند و نیازی به شناسایی نیست .. اما این توصیف فقط مختص ایشان است ..زمانی شامل حال خانواده اش میشود که اونا هم در خط ولایت و خط شهید بهشتی گام بر دارند ..شهید یهشتی سپر امام راحل بود ..عاشق و وفادار به ولایت بود ..از خودش دفاع نمیکرد تا مبادا امام راحل ناراحتی عارضشان شود ..و اما

 این دلیل نمیشه چون خانواده شهید بهشتی و یا نوه امام هستند هر کاری دلشان خواست انجام دهند حتی حمایت از یک منافق بنام موسوی و مخالفت با رهبری و کودتای سبز مخملی
خانواده های این شهدای عزیز اشتباه کردند و هیج توجیهی نداره ..سید حسن خمینی ..علیرضا بهشتی و یا مطهری و زن شهید رجایی و باکری و ..و....

ربطی به آرمانهای اون شهدای منتسب به خودشان نداره ..هر کسی هستی باش ..به ما چه ؟... فرزند شهید بهشتی و زن رجایی و نوه امام و ..همسر شهید باکری و فرزند فلان شهید هستی باش ..اما غلط میکنی در برابر نظام موضع میگیری ..بیجا میکنی با رهبری مخالفت میکنی ..بیخود میکنی با منافقین سبز و مثلت خیانت ..موسوی و کروبی و خاتمی همکاری میکنی

هاشمی رفسنجانی هستی باش ..برای نظام خیلی زحمت کشیدی بکش ..واقعا هم درسته ..اما غلط میکنی بر علیه رهبری موضع میگیری ..بیانیه تحریک آمیزی را قبل رای گیری صادر میکنی ...فرزندانت هم مانند فائزه و محسن که دیگه دست هرچی اراذل و اوباش را هم از پشت بستند..ما سکوت میکنیم چون رهبری فرمان به سکوت دادند اما درب دیزی بازه ..حیای گربه کجا رفت ؟هی نمیخواهیم در این مباحث بحث کنیم اما دوستان فکر میکنند یادمان رفته چه کردند این مارقین  با نظام و ولایت و رهبری عزیز

هیچکس در هیچ جایگاهی حق نداره با آرمانهای امام و شهدا و اصول اعتقادی اسلام و انقلاب و رهبری مخالفت کنه .. من نمیگم اینها خدای ناکرده زن باز و هرزه هستند .که چنین نیست ..اما مطمئنا خیانت کردند و خائن هستند ..مگر اینکه توبه کنند و دست از خیانت بکشند وگرنه بدون تعارف همشون خائن هستند ..شما برید آرمانهای آن بزرگواران را دقیقا مطالعه کنید و دیدگاهایشان و وفاداریهایشان را به رهبری امام و ولایت درک کنید و ببینید چه میکردند

و بعد عملکرد خانواده هایشان را با آنها مقایسه کنید و خود بیابید که خط و مشی آنها یکسان است ؟

اینهمه خون بدل رهبرکردید ..مخالفت کردید ..با بیگانگان همصدا گشتید..حیثیت نظام اسلامی را خدشه دار کردید ..اونوقت ما چیزی نگیم چون فرزندان انسانهای بزرگی هستید ؟ خوب باشید ..به ما چه ؟

همه باید از ولایت فقیه اطاعت کنند و حامی انقلاب باشند ...
فرق شماها با منافقینی مانند رجوی چیه ؟..منتسب بودن دلیل بر  مخالفت با ولایت و رهبری نیست
و هر کسی در هر جایگاهی حق نداره با نظام اسلامی مخالفت کنه..

امام خمینی ره جمله معروفی دارد که فرمودند : تو غلط میکنی قانون را قبول نداری ...قانون ترا قبول ندارد ..

اگر دقت کنی این جمله امام عام است نه خاص ..یعنی هر کسی باشی فرقی نمیکنه ..باید به قانون احترام بذاری نه اغتشاش !

نوشته شده توسط پسر شجاع در سه شنبه 3 آذر1388 ساعت 1:53 AM | لینک ثابت |
آقای ری شهری : تا حالا کجا بودی ؟

 

آيت الله محمدي ري شهري دیروز در مراسم حج تمتع سخنانی را ایراد کردند ..سخنانش جالب و به حق بود اما تاریخ مصرفش متاسفانه گذشته بود ..

ایشان گفتند :

مطلبي که با منتقدين دارم خصوصا ياران امام؛ افرادي که در کنار امام بوده اند اين است که هيچ کس مدعي عصمت نيست. اشتباه وتخلف وجود دارد و هيچ کس منکر نيست ولي مسئله مهم اين است که بصيرت هم مي خواهد که راه اصلاح اشتباهات چيست ؟ چگونه مي شود مشکلات را حل کرد؟ آيا واقعا بين خود وخدا؛ ايا واقعا راه تصحيح اشتباهات همصدا شدن با کساني است که خون به دل امام کردند و امام از دست انها از خدا تقاضاي مرگ کرد؟
آيا راه تصحيح اشتباه اين است که دوستان امام در کنار دشمنان امام حرفهايشان نوشته شود و(حرف آنان) از حلقوم دشمنان امام زده شود؟ آيا راه تصحيح اشتباه اين است که دوستان انقلاب در کنار دشمنان انقلاب قرار گيرند؟
 

میخواهم بگویم آقای ری شهری ! : شما دیر بسخن آمدی ..زمانی که سران فتنه با کمک بیگانگان نظام اسلامی و رهبر عزیز را مورد بدترین حملات قرار داده بودند شما کجا بودید ؟ چرا سکوت کرده بودید ؟

خیلی از علمای دیگه و شماها محافظه کارانه عمل کردید و در اون زمان که نیاز به حمایت از رهبری عزیز بود خیلی از شماها سکوت اختیار کردید و حرف نزدید ..در آن زمان بجز چند نفر انگشت شمار بقیه علما سکوت کردند و جرات ابراز عقیده و گفتن سخن حق را نداشتند ..

زمانی که افرادی چون هاشمی رفسنجانی و خاتمی و صانعی و ...خیلیهای دیگه به رهبری  عزیز حمله می کردند و با نوشتن نامه ها و بیانیه ها دل رهبری عزیز را جریحه دار کردند شماها کجا قایم شده بودید ؟ ازترس تخریب شخصیتتان سکوت پیشه کردید و رهبری را تنها گذاشته بودید ؟..حالا از فتنه و بصیرت حرف میزنید ؟

یعنی شما هم  در فتنه چشم بصیرتتان کور شده بود ؟امثال شما و جوادی آملی و ....و...خیلیهای دیگه که برای دلسوزان نظام نیروهای ارزشی بشمار میرفتید واقعا داشتن بصیرت و شناخت دوست و دشمن اینقدر سخت بود ؟.....تازه بعد از چند ماه که فتنه ها خوابید و مردم منافقین سبز را نابود کردند تازه یادت اومد چه اتفاقی افتاده  و برای سران فتنه دعا کنند ؟

از آنانی که دل امام را خون کردند حرف میزنی اما خودت و امثال خودتان زمانی که خون بدل رهبری عزیزمان میکردند روزه سکوت گرفته بودید ..گفتی سعی میکنی در مسائل سیاسی دخالت نکنی ..با عرض معذرت باید بگویم خیلی بیجا میکنی که البان داری اظهار نظر میکنی ..

واقعا برای امثال شماها متاسفم و منم برای شماها دعا میکنم که در میدان کارزار با عملتان وفاداریتان را به نظام و رهبری نشان دهید نه ۵ ماه بعد انتخابات و از بین رفتن فتنه ها ..

نوشته شده توسط پسر شجاع در دوشنبه 2 آذر1388 ساعت 9:53 PM | لینک ثابت |

گروه ديدبان خرم آباد گلستان مرغ عشق ما نيز سبزيم راه عشق

شهدا زنده اند

یادداشتهای یک احمدی نژادی ناراضی